زندگینامه آیت الله بحر العلوم

سید مرتضی طباطبائی بروجردی که از علماء و مراجع کربلا بود،دارای دوفرزند می باشد،یکی سید جواد که جد مرحوم آیة الله العظمی بروجردی است،ودیگری،سید محمد مهدی بحر العلوم.هر دو از بزرگان فقهاء و علمای اسلامی می باشند.

 محمد مهدى، فرزند سید مرتضى طباطبایى بروجردى، از نوادگان امام حسن مجتبى (ع) در یک خانواده روحانى و پرهیزگار درصبحدم عید فطر در سال 1155 ه.ق در شب جمعه(16 بهمن 1121) درکربلامتولدشد 

 سید بحر العلوم از دوران کودکى در دامن پر مهر و محبت مادر پاک دامنش و در پرتو توجهات پدر بزرگوارش سید مرتضى (متوفاى 12044 ق)  رشد یافت. پس از گذراندن دوره هاى علوم مقدماتى و سطح (فقه و اصول)، در آغاز بلوغ به درس خارج که از سوى پدرش تدریس مى شد آموخت( مقدمات نحو و صرف و ادبیات و منطق و فقه و اصول رادرمدت چهار سال آموخت.در اوایل بلوغ ) همچنین درس استاد کل، وحیدبهبهانی،و نیز درس شیخ یوسف بحرانی "صاحب حدائق "راه یافت و از محضر آن بزرگان استفاده شایانی برد و پس از پنج سال درس و بحث فشرده و عمیق و طی مرحله سطح،به درجه اجتهاد عالیه نائل آمد و هر سه استاد بزرگ اجتهاد او را امضاءکردند.

سید در سال 1186 ق. به قصد زیارت مرقد مطهر امام رضا (ع) و دیدار با علماى بزرگ ایران وارد مشهد مقدس شد و در مدت اقامت  شش ساله خود در آن شهر، علاوه بر دیدارهاى علمى با مردم و مباحثات با علما، در درس استاد میرزا مهدى اصفهانى خراسانى (1153 - 1218 ق) شرکت کرد و فلسفه، عقاید و کلام را از آن مرد بزرگ آموخت و بر اندوخته علمى خویش افزود.

پس از آن از کربلا به نجف مهاجرت کرد  هنوز سنش از 30 سال تجاوز نکرده بودمرجعیت جهان تشیع شد

سید بحر العلوم پس از وفات استادش وحید بهبهانی،رهبری کامل و زعامت و مرجعیت شیعه را به دست گرفت 

لقب بحرالعلوم

مورخین نقل کرده اند که سید مهدی به عنوان طلبه برای استفاده از محضر درس فیلسوف بزرگ،میرزا سید محمد مهدی اصفهانی به خراسان سفر کرد.مدت 6 سال در آنجا اقامت گزید و بالاترین بهره ها را ازاستاد خود گرفت.میرزا اصفهانی که از هوش سرشار شاگردش شگفت زده شده بود،روزی در اثنای درس خطاب به او گفت:«انما انت بحر العلوم »(براستی تو دریای دانشی)و از آن لحظه سید به این لقب مشهور شد 

سید بحرالعلوم در اواخر سال 1193ق، راهى حجاز شد. استقبال شایان مردم و شخصیت هاى محافل علمى از او موجب شد که به مدت دو سال در کنار خانه خدا اقامت ورزد و به درس و بحث بپردازد.

تسلط او به فقه اهل سنت و حسن معاشرت و سخاوتش او را چنان در میان ساکنان آن دیار به خصوص اهل علم، محبوب ساخت که هر روزه شمارى از مردم و دانشمندان به دیدنش مى رفتند و از وى کسب فیض مى نمودند. شگفت آنکه پیروان هر کدام از مذاهب چنین مى پنداشتند که بحرالعلوم پاى بند به مذهب ایشان است. او تمام این مدت را با تقیه گذرانید و جلسه درس او در علم کلام طبق مذاهب چهارگانه دایر بود و در اواخر توقف در مکه، مذهب خود را اعلان فرمود. وقتى خبر اظهار مذهب او به گوش ‍ پیروان مذاهب دیگر رسید از اطراف به دور او ریخته ، با وى به مناقشه پرداختند و او با دانش انبوه خود بر تمامى آنها برترى پیدا کرد و همه آنها را با دلیل هاى قوى و منطقى به سوى حقیقت اسلام مجذوب ساخت.

تعیین و تثبیت جایگاه اعمال حج و مرکزیت دادن به مواقیت احرام به طورى که از نظر شرعى صحیح واقع شود و همچنین اصلاح مواقف حج، یکى از گام هاى ارزشمند سید بحرالعلوم بود؛ زیرا این مکان هاى مقدس قبل از او چندان مشخص نبود .علاوه بر اینها، سنگ هاى فرش شده در حرم را که حجاج بر آن اقامه نماز مى کردند تعویض نمود و سنگ هاى معدنى را خارج کرد و سنگ هایى را که از نظر شیعه سجده بر آنها صحیح است، جایگزین نمود. از آثار معنوى حضور این مرد بزرگ در حجاز، شیعه شدن امام جمعه مکه در هشتاد سالگى است.

 شیخ جعفر کاشف الغطاء"شاگردش" را برای فتوی و پاسخ به احکام شرعی تعیین نمود. و همچنین آیة الله شیخ حسین نجفی را که از علمای مقدس و پارسای نجف اشرف بود،به عنوان امام جماعت در مهم ترین و مشخص ترین مسجد،«مسجدهندی »نصب نمود و شیخ شریف الدین محی الدین را برای قضاوت و حل و فصل دعاوی مردم گماشت و خود بار سنگین تدریس و مشکلات حوزه و اداره امور مردم رابر دوش گرفت.

قهر"تحریم"شاگردانش بخاطر ترک نمازشب

بحرالعلوم بر امور عبادى شاگردان خویش نیز فوق العاده اهتمام مى ورزید و در صورت غفلت و کوتاهى شاگردان از این مهم بسیار رنج مى برد یک بار براى چند روز تدریس را ترک فرمود: طلبه ها واسطه اى را نزد وى فرستادند تا علت تعطیلى درس را جویا شود بحرالعلوم در پاسخ او چنین فرموده بود: «در میان این جمعیت طلبه هرگز نشنیدم که در نصف شبها صداى تضرع و زارى و مناجات آنها بلند بشود با اینکه من غالب شبها در کوچه هاى نجف راه مى روم چنین دانش پژوهانى شایسته نیستند تا براى ایشان درس ‍ بگویم» چون طلاب این سخن را شنیدند متحول شده شب ها به ناله و گریه در محضر الهى پرداختند وقتى این تحول اخلاقى در طلبه ها پدیدار شد آن جناب دوباره تدریس را شروع کردند.

رسیدگی به حال بینوایان

داستانهای بسیاری درباره دستگیری بحر العلوم از بینوایان و رسیدگی او به حال مستمندان نقل شده است.و برخی از نویسندگان دارند که شبها همانند جدش امیر المؤمنین(ع)کوله باری از مواد غذایی را بر دوش می گرفت و از تاریکی شب استفاده می کرد،در کوچه های نجف راه می افتاد و بر در خانه هر فقیر مستمندی که می رسید،مقداری از غذا و پول قرار می داد و همواره از حال مردم سؤال می کرد و به بینوایان رسیدگی کامل داشت.

نوشته اند شبی شاگرد برجسته اش سید محمد جواد عاملی(صاحب مفتاح الکرامه)را فرا خوانده،او را توبیخ و سرزنش نمود.مرحوم عاملی دلیل نگرانی استادش را پرسید،استاد در پاسخ گفت:یکی از برادران مسلمان که همسایه شما است، تهیدست است.او هر شب خرمای بد و ارزان قیمتی از بقال می گرفت و بچه های خود را با آن سیر می کرد.امروز رفته است از بقال خرما بگیرد،بقال از دادن خرما امتناع ورزیده است،زیرا بدهکاریهای آن بیچاره زیاد شده بود و امشب او و بچه هایش بی شام مانده اند.سید جواد عاملی از آقای بحر العلوم معذرت خواهی می کند و از اینکه از حال او خبر نداشته است،پوزش می طلبد.

بحر العلوم در پاسخ او می گوید:معلوم است بی اطلاع بوده ای،چون اگر با علم به حال آن بیچاره شام می خوردی و به او اعتناء نمی کردی،کافر بودی،ولی آنچه مرانگران و ناراحت کرده است،این است که تو چرا از برادر مسلمانت خبر نداشته ای؟ 

در هر حال سید،سینی بزرگی پر از غذا با مقداری پول به آقای عاملی داد و از اوخواست که به منزل آن برادر مؤمن برود و با هم شام بخورند و این پول را هم به اوبپردازد تا قرضهای خود را اداء کند،و خود همچنان منتظر ماند و شام تناول نکرد تااینکه آقای عاملی برگشت و به او خبر داد که غذا را با همسایه اش تناول کرده و پول راهم به او رسانده است،و جالب اینجاست که انعام بحر العلوم درست به اندازه قرضها ودیون آن مؤمن بوده است. 

ماجرای قلیان کشیدن بحرالعلوم وملاقات امام زمان

 آخوند ملا زین العابدین سلماسى از شاگردان و یاران نزدیک سید مى گوید: ایامى که در جوار خانه خدا نزد سید به خدمت مشغول بودم روزى اتفاق افتاد که در خانه چیزى نداشتیم. مطلب را به سید عرض کردم چیزى نفرمود. از عادات جناب بحرالعلوم این بود که صبح اول وقت طوافى دور کعبه مى کرد و به خانه مى آمد و به اتاقى که مخصوص خودش بود مى رفت. ما قلیان تنباکویى براى او مى بردیم آن را مى کشید و براى هر صنفى بر طریق مذهبش درس مى گفت. در آن روزى که از تنگدستى شکایت کردم چون از طواف برگشت به حسب عادت قلیان را حاضر کردم که ناگهان کسى در را کوبید، سید بحرالعلوم بشدت مضطرب شد و به من گفت: قلیان را بگیر و از اینجا بیرون ببر، آنگاه خود با شتاب به طرف در رفت و آن را باز کرد، شخص بزرگوارى در لباس عربى داخل شد و در اتاق سید نشست و سید در نهایت فروتنى و ادب دم در نشست. ساعتى نشستند و با یکدیگر سخن گفتند، آنگاه برخاست و در خانه را باز کرد و دست مهمان را بوسید او را بر ناقه اى که دم در خانه خوابانده بود سوار کرد. مهمان رفت و بحرالعلوم با رنگ دگرگون بازگشت و حواله اى به دست من داد و گفت: این حواله اى است براى مرد صرافى که در بازار صفا است، نزد او برو و هر چه بر او حواله شده بگیر. آن حواله را گرفتم و آن را نزد همان مرد که سید سفارش کرد براى آن مرد بردم. مرد چون حواله را گرفت به آن نظر نمود و آن را بوسید و گفت: برو چند باربر و کارگر بیاور. پس رفتم و چهار باربر آوردم به قدرى که آن چهار نفر قدرت حمل داشتند، پول آن زمان را برداشتند و به منزل آوردند. من فورى برگشتم نزد آن صراف که از حال او و نویسنده حواله جویا شوم که او چه کسى بود. وقتى رفتم نه صرافى را دیدم و نه مغازه اى را که دیده بودم از مغازه صراف پرس و جو کردم گفتند ما اصلا در اینجا دکان صرافى ندیده ایم.

میرزای قمی درباره بحرالعلوم

میرزاى قمى - نویسنده کتاب قوانین - مى گوید: من با علامه بحرالعلوم در درس آقا وحید بهبهانى هم مباحثه بودم. اغلب من براى او بحث را تقریر مى کردم تا اینکه به ایران آمدم و کم کم شهرت علمى سید بحرالعلوم به همه جا رسید و من تعجب مى کردم تا زمانى که خدا توفیق عنایت فرمود که براى زیارت عتبات موفق بشوم، وقتى به نجف اشرف وارد شدم سید را ملاقات کردم، مسئله اى عنوان شد دیدم سید بحرالعلوم دریاى مواج و عمیقى از دانش ها است پرسیدم: آقا ما که با هم بودیم شما این مرتبه را نداشتید و از من استفاده مى کردید حال شما را مانند دریا مى بینم، سید فرمود: میرزا این از اسرار است که به تو مى گویم تا من زنده ام به کسى نگو و کتمان بدار، من قبول کردم، آنگاه فرمود: چگونه این طور نباشم و حال آنکه آقایم (حجة بن الحسن عج ) مرا شبى در مسجد کوفه به سینه مبارک خود چسباند.

 کاشف الغطاء نیزدروصفش نکات نغزی دارد:همه فضایل و اخلاق شایسته را جمع کرده اى و در دنیا هیچ فضیلتى نیست، مگر این که از حضور تو صادر شده و تو داراى آن فضیلت هستى.

علامه وحید بهبهانى اوراباچنین القابی می ستاید: عزیزترین و گرامی ترین فرزندانم،پژوهشگر و محقق بزرگ،فرزند روحانی من، دانشمند مطلع و باهوش،عالم با تقوا،سید نجیب محمد مهدی..  این استاد در اواخر عمر خویش مردم را در مسائل و فتواهاى احتیاطى به سوى سید محمد مهدىراهنمایى مى کرد و او را مجتهدى جامع الشرایط مى دانست.

محقق خوانساری و سید حسین در اجازه ای که به او داده است،متذکر می شودکه ایشان مجتهد در فروع و اصول و مقتدای خاص و عام و یگانه روزگار می باشد.

صاحب منتهی المقال می نویسد:«...رهبر دینی وارسته ای که دوران مانند اوسراغ ندارد،و شخصیتی که روزگار از آوردن نظیر او،عقیم مانده است.سید دانشمندان و عالمان،و ولی فاضلان،علامه دهر و یگانه عصر،کسی که اگر در معقول سخن گوید،می پندارم شیخ الرئیس ابو علی سینا است،و اگر در منقول بحث کند،بگویم این علامه ومحقق است که در فروع و اصول دریا آساست،و اگر در کلام مناظره کند،نخواهم گفت،جز اینکه او به خدا سید مرتضی(علم الهدی)است،و اگر قرآن را تفسیر کند و به اوگوش فرا دهم،حیرت زده خواهم گفت:گویا خدا قرآن را بر او نازل کرده است که این چنین از رموز و اسرار آن آگاه است.»

آوازخواندن بحرالعلوم بعدازمشاهده امام زمان

 میرزا حسین لاهیجى به نقل از شیخ زین العابدین سلماسى مى گوید: روزى بحرالعلوم وارد حرم مطهر امام على علیه السلام شد و سپس این شعر را زمزمه کرد:

چه خوش است صوت قرآن، زتو دلربا شنیدن/به رخت نظاره کردن، سخن خدا شنیدن

پس از آن، از بحرالعلوم سبب خواندن این شعر را پرسیدم فرمود: چون وارد حرم حضرت على (ع) شدم دیدم مولایم حجة بن الحسن (عج) در بالاى سر به آواز بلند قرآن تلاوت مى کند چون صداى آن بزرگوار را شنیدم این شعر را خواندم.

شاگردان بحرالعلوم

علماء و دانشمندان بسیاری از محضر درس ایشان استفاده کرده و به مقامات والائی رسیده اند که نام برخی از آنان را می آوریم:

1-شیخ جعفر کاشف الغطاء،بزرگ شخصیت برجسته جهان اسلام

2-سید محمد جواد عاملی،صاحب موسوعه بزرگ فقهی «مفتاح الکرامة »

3-شیخ محمد تقی اصفهانی،صاحب حاشیه بر معالم

4-شیخ احمد نراقی،صاحب «مستند الشیعة فی احکام الشریعة »

5-شیخ ابو علی حائری،مؤلف کتاب «منتهی المقال در علم رجال »

6-شیخ اسد الله تستری،نویسنده کتاب «المقابیس »در اصول

7-شیخ محمد علی زینی عاملی نجفی

8-سید میر علی طباطبائی،صاحب «الریاض »در فقه

9-مولی محمد شفیع استر آبادی

10-شیخ حسین نجف

11-شیخ شمس الدین بن جمال الدین بهبهانی

آثار و تألیفات

بحر العلوم دارای تالیفات ارزنده ای در علوم مختلفه می باشدازجمله:

1-مصابیح،کتابی ارزنده در فقه(در عبادات و معاملات)

2-الدرة النجفیة،منظومه ای در فقه،مشتمل بر دو هزار بیت شعر که چندین بار

تفسیر و شرح شده است.

3-مشکاة الهدایة،شاگردش مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء،به امر استاد بر آن شرحی نوشته است.

4-الفوائد الاصولیة

5-حاشیة علی طهارة شرائع المحقق الحلی

6-الفوائد الرجالیة پیرامون علم شامخ رجال

7-رسالة فی الفرق و الملل

8-تحفة الکلام فی تاریخ مکة و بیت الله الحرام

9-شرح باب الحقیقة و المجاز

10-قواعد احکام الشکوک

11-الدرة البهیة فی نظم بعض المسائل الاصولیة

12-دیوان شعری که دارای بیش از یک هزار بیت می باشد.

*نقل است که کاشف قبرمختارثقفی،بحرالعل.م بوده است،یعنی تامدتها قبرش پنهان بوده

وفات

سید محمد مهدی بحر العلوم درصبحدم عید فطر در سال 1155 ه.ق در شب جمعه(16 بهمن 1121) متولد.شد

 سید بحرالعلوم که به علت بیمارى مدتى توان تدریس نداشت و در منزل به مطالعه و تألیف مشغول بود، سرانجام در روز 24 ذیحجه (یا رجب) سال 1212 ق. قبرش در جنب مرقد شیخ طوسى، در نجف اشرف قراردارد.

***

*سال 66 هجری مختار ثقفی قیام کرد، عبیدالله بن زیاد را به هلاکت رساند بر تخت دارالاماره نشست و سر بریده ابن زیاد را بر او وارد کردند.

سال 67 هجری مصعب بن زبیر بر مختار پیروز شد و در حالی که مصعب بر تخت تکیه زده بود، سر مختار را برای او آوردند.
سال 72 هجری عبدالملک بن مروان به عراق حمله کرد و پس از پیروزی، در قصر دارالاماره بر تخت نشست و سر بریده مصعب را برای او آوردند. شخصی در حضور او گفت: ای امیر! من سرگذشت عجیبی از این قصر به خاطر دارم و وقایع آن را تعریف کرد،عبدالملک با شنیدن این قضیه بر خود لرزید و دستور داد قصر دارالاماره را خراب کنند.

نحوه پیدا شدن مقبره مختار

پس از شهادت مختار توسط مصعب بن زبیر , جسد  او در دیوار قصر الاماره نزدیک مسجد مدفون شد , این قبر مخفی ماند تا اینکه آیة  بحر العلوم دستورتعمیروتسطیع مسجدکوفه راداد، چون زمین مسجد پائین تر از دیگر سرزمین های منطقه بود، پرشود تا از آلودگی ها در امان نگه داشته شود در جای همان محراب ها بر روی خاک محراب های جدید ساخته شد همانگونه که اکنون هم نمایان است.

در زمان تعمیرات وبازسازیها  قبر ی نمایان شدف بر آن قبر سنگی یافتند که بر آن اسم و لقب مختار نوشته شده بود .

توضیح  مدیریت وبلاگ-پیراسته فر

یک آیت الله بحرالعلوم درگیلان"رشت"داریم که ازنوادگان بحرالعلوم است

آیت الله سید حسن موسوی فرزند سیدحسین در ۱۲ خرداد ۱۲۶۸ ش در رشت متولد شد. از آنجا که از نواگان آیت الله سیدمهدی بحرالعلوم بودند به «بحرالعلوم» معروف شدند. تحصیلاتش را ابتدا از مدرسه سپهسالار تهران شروع کرد و سپس به نجف اشرف نزد علمای رفت. پدرش «میرآقا» از علمای عصر مشروطه بود که از طرف آیت الله ملامحمد خمامی به نمایندگی اولین دوره مجلس شورای ملی برگزیده شده بود. میرآقا به نمایندگی از آیت الله شیخ فضل الله نوری و آیت الله ملامحمد خمامی به نجف رفته بود تا با مراجع نجف گفتگو کند. در راه بازگشت به رشت سید حسن که نوجوانی بیش نبود همراه پدر و برادر بزرش بود. مشروطه خواهان غرب زده میرآقا را در قزوین به جرم مشروعه خواهی گرفتند و او را به همراه پسر بزرگش سید جواد به شهادت رساندند.

سیدحسن بعد از مدتی به نجف بازگشت و به تحصیل ادامه داد تا اینکه مجتهدی مسلم شد و اجازه نامه های متعددی در اجتهاد گرفت. آیات آخوند خراسانی، اصفهانی و نایینی را باید از اصلی ترین اساتید وی در نجف دانست. در زمان اجرای طرح رضاشاه در مورد کشف حجاب به مخالفت با آن پرداخت که در حدود ۱۵ روز توقیف گردید.

 بحرالعلوم اازمریدان امام خمینی بود. همزمان با نهضت امام خمینی در سال ۴۲،  به حمایت وی برخاست وبخاطرهمین مبارزات درچشم ساواک بود.

بعد از دستگیری امام  علمای گیلان نامه ای در مخالفت با دستگیری امام صادر می کنند. ۳۵ نفر از بزرگترین علمای شهرستانها پای این نامه را امضا کردند که اولین امضا متعلق به آیت الله بحرالعلوم و دومی متعلق به آیت الله ضیابری بود. زمانی هم که علمای زندانی شده خواستند نماینده ای برای مذاکره با شاه انتخاب کنند، این آیت الله بحرالعلوم بود که به نمایندگی علما انتخاب شد.

وی امام جماعت مسجد گلشن رشت بود .

بحرالعلوم بعد از یک دوره مریضی در ۲۱ شهریور ۱۳۵۶ ش مصادف با ماه رمضان ۱۳۹۷ ق رحلت کردند گه قبرش در مشهد  صحن  است.

منبع : خانه مشاورزندگینامه آیت الله بحر العلوم+ملاقاتش باامام زمان
برچسب ها : بحرالعلوم ,الله ,العلوم ,امام ,محمد ,براى ,محمد مهدی ,الله بحرالعلوم ,جعفر کاشف ,دستگیری امام ,امام خمینی ,الله ملامحمد خمامی دانلود زيرنويس فارسي